سفرنامه کرمان

سفر کردن همیشه برای من و همسرم بهترین سرگرمی و دل‌مشغولی بوده و هست. سفر کردن باعث می­شه جاذبه‌­های گردشگری گوشه و کنار ایران رو ببینیم، با فرهنگ و مردمان اقلیم‌­های دیگه آشنا بشیم، غذاهای مختلف رو بچشیم و تجربیات بسیار مفید و کاربردی از...

سفر کردن همیشه برای من و همسرم بهترین سرگرمی و دل‌مشغولی بوده و هست. سفر کردن باعث می­شه جاذبه‌­های گردشگری گوشه و کنار ایران رو ببینیم، با فرهنگ و مردمان اقلیم‌­های دیگه آشنا بشیم، غذاهای مختلف رو بچشیم و تجربیات بسیار مفید و کاربردی از سفر و طبیعت به دست بیاریم؛ بنابراین از همون روزهای اول زندگی مشترک با همسرم قرار گذاشتیم سالی حداقل یک سفر چند روزه و دلچسب به یکی از استان‌های ایران عزیزمون داشته باشیم و سعی کنیم تمام و کمال تا اونجایی که می‌تونیم همه دیدنی‌­ها رو ببینیم.

انتخاب مقصد

مرحله اول برای شروع سفر، انتخاب مقصد مناسب است. از اونجایی که تو نیمه دوم سال بودیم، برای انتخاب مقصد باید خیلی دقت به خرج می‌­دادیم. تو نیمه دوم سال روزها کوتاه‌تره و به خاطر رو به سردی رفتن هوا سرسبزی هم وجود نداره، پس باید جایی رو انتخاب می­‌کردیم که بتونیم بهترین استفاده رو ببریم.

بهترین گزینه، سفر به مناطق کویری بود. چرا که اقلیم‌­های کویری، تو این فصل هوای بهتری دارن و شب­‌های بلند که برای دیدن آسمون بسیار مناسبه. از بین چند استانی که برای این موضوع مناسب بودن و تا حالا بهشون سفر نکرده بودیم، استان رو انتخاب کردیم. استانی بسیار پهناور و با سه اثر که ثبت جهانی شده و به خاطر دور بودنش کمتر کسی اونجا رو برای مسافرت انتخاب می­‌کرد.

پرهزینه­‌ترین قسمت سفر همیشه مربوط به هزینه‌­های اقامت هست. چونکه قصد داشتیم یک هفته در کرمان باشیم و مسلما هزینه این اقامت برای ما خیلی زیاد می­شد تصمیم گرفتیم از آپارتمان‌­هایی که محل کار من در اختیار کارمندان قرار می­ده استفاده کنیم و شانس هم با ما یار بود که روزهای مورد نظر ما جای خالی وجود داشت و از این بابت خیالمون راحت شد.

شروع سفر

بار سفر رو بستیم و با خیالی مطمئن که قراره حسابی بهمون خوش بگذره و تجربه­‌های جدید و مهیج داشته باشیم راهی شدیم. سفر ما صبح پنجشنبه آبان‌ ماه سال گذشته از تهران به سمت کرمان شروع شد. مسیری که پیش رو داشتیم - -  و کرمان بود. مسافتی هم که باید تا کرمان طی می‌­کردیم 950 کیلومتر بود و 10 ساعت طول می­‌کشید. حرکت ما از تهران ساعت 6 صبح بود، ناهار رو در شهر یزد و در رستوران (که قبلاً توی سفر به یزد امتحانش کردیم) خوردیم و با کمی گردش و دیدن چند کاروانسرا در طول مسیر، سرانجام ساعت 8 شب به شهر کرمان رسیدیم. بلافاصله به آپارتمان محل اقامتون رفتیم و چون خیلی خسته بودیم تصمیم گرفتیم استراحت کنیم تا فردا سرحال و سرزنده برای بازدید از شهر بریم.

بازار کرمان

صبح روز اول (جمعه) اولین مکانی که برای بازدید انتخاب کردیم بازار کرمان بود. بازدید از بازار یکی از واجبات مسافرت­‌های ماست و یکی از دو مکانی که توی هیچ مسافرتی از دست نمی­دیم. دیدن بازار در روز جمعه برای ما فرصت خیلی خوبی بود، چون‌که بازار شهرستان­‌ها بر خلاف تهران توی روزهای جمعه به کلی تعطیل نیستند و فقط صبح تا بعدازظهر تعطیل­ات اند؛ بنابراین ما این امکان رو داشتیم که صبح با خیال راحت و بدون ایجاد مزاحمت برای دیگران عکاسی کنیم و خیلی از مکان­ ها رو زمانی که خلوت هستند ببینیم و هم اینکه یک بار دیگه تجربه بازدید از بازار رو توی شلوغی و همهمه مردم داشته باشیم.

بازار کرمان - کافه گردش
بازار

بازار کرمان - کافه گردش

بازار کرمان - کافه گردش

سابقه بازار در کرمان به بیش از ۶۰۰ سال قبل می‌رسه، زمانی که عده‌ای دور هم جمع شدند و بازار اختیاری را به عنوان اولین شالوده بازار بزرگ کرمان پی‌ریزی کردند. بعد از اون در مقاطع مختلف تاریخی قسمت‌های دیگه­ ای به اون اضافه شد و در نهایت بازاری شکل گرفت که امروز بزرگترین بازار آجری کشور به شمار می‌ره. این مجموعه به صورت شرقی، غربی از میدان ارگ شروع شده و به خیابان میرزا رضای کرمانی ختم می‌شه و در طول ۱۲۰۰ متر فضای مسقف (به جز بازار مظفری) جاذبه‌های گران‌بهایی چون گنجعلی‌خان، مجموعه وکیل، سرای‌سردار، قیصریه‌ها و... را در خود جای داده است. بازار کرمان واقعاً بی نظیر و بزرگه و مثل یه شهر می­مونه و از چندین مجموعه مختلف تشکیل شده که هر کدوم حال و هوای خودشون رو دارن. مثل بازار کفاش‌ها، زرگرها، اختیاری، گنجعلیخان، سردار، مظفری، عطاری، قدمگاه و...

بازار کرمان - کافه گردش

اول از همه به سراغ حمام گنجعلیخان از مجموعه گنجعلیخان رفتیم. ورودی حمام در بازار جنوبی واقع شده و معمارش هم محمد معمار یزدی بوده است. این حمام با کاشیکاری ها، نقاشی ها، گچبری ها، مقرنس کاری ها و کاربند­های زیبا در کنار مجسمه هایی که بسیار ظریف و هنرمندانه در مساحتی حدود 1000 متر مربع ساخته شده‌اند، به خوبی معرف فرهنگ و طرز پوشش و لباس مردم استان کرمان بود. قدمتش هم به دوره صفویه و قرن یازدهم قمری میرسید. ورودی حمام برای هر نفر 1500 تومن بود و هر روز به جز دوشنبه ها از ساعت 9 صبح تا 6 بعدازظهر بازدید داشت.

حمام گنجعلیخان - کافه گردش

حمام گنجعلیخان - کافه گردش

حمام گنجعلیخان - کافه گردش

حمام گنجعلیخان - کافه گردش

حمام گنجعلیخان - کافه گردش

حمام گنجعلیخان - کافه گردش

مسجد جامع کرمان

بعد از اون به سراغ مسجد جامع شهر کرمان رفتیم. دومین مکانی که توی هر شهر حتما ازش بازدید می کنیم. مسجد جامع کرمان مربوط به دوره آل­ مظفر است و مسجدی بسیار بزرگ و زیباست که سر در خیلی رفیع، محراب فوق ­العاده چشم­نواز با کاشی­ کاری خیلی خاص و صحن و ایوان خارق العاده­ای داره و از بازار خیلی راحت می­شه به مسجد جامع رسید. کاشی­­کاری های مسجد واقعاً بی نظیر بود. ترکیب چندین تنالیته رنگ آبی و زرد در کاشی ها واقعاً جلوه زیبایی رو به شبستان و گوشه و کنار مسجد بخشیده بود. زیبایی های مسجد انقدر زیاد بود که نگاهمون از زمین به بالا بود و محو تماشا و عکاسی از تمام زوایای مسجد بودیم.

مسجد جامع کرمان - کافه گردش

مسجد جامع کرمان - کافه گردش

مسجد جامع کرمان - کافه گردش

حمام وکیل

بعد از عکاسی و بازدید مسجد رفتیم برای ناهار. چه جایی هم بهتر از حمام وکیل از مجموعه گنجعلیخان. این حمام هم توی بازار قرار داره و در حال حاضر با کاربری رستوران و چایخانه فعالیت می­کنه. حمام وکیل در سال 1280 با تاثیرپذیری از سبک معماری دوره زندیه- قاجار ساخته شده و فضای سنتی خوبی داره. ورودی حمام وکیل هم نفری 2000 تومن بود. حمام وکیل فضای سنتی و دلچسبی داشت.

حمام وکیل - کافه گردش

 بدون تردید و بلافاصله دو پرس بزقورمه که یکی از غذاهای معروف کرمان هست رو سفارش دادیم. بزقورمه از گوشت، نخود، سیر، کشک، زعفران و ... درست میشه و بسیار لذیذ و خوشمزه ست.

کاروانسرای گنجعلیخان

بعد از خوردن ناهار و کمی استراحت در حمام وکیل رفتیم سراغ کاروانسرای گنجعلیخان. این کاروانسرا هم در بازار قرار داشت و درش بسته بود و در حال مرمت ولی لطف کردند و اجازه بازدید به ما دادند. کاروانسرای گنجعلیخان در دوره صفویه بنا شده و از جمله کاروانسراهای شاه عباسی است که در عهدشاه صفوی به دستور حاکم وقت آن زمان گنجعلیخان ساخته شده و در مجاورت کاروانسرای وکیل قرار گرفته است.

کاروانسرای گنجعلیخان - کافه گردش

بعد از بازدید از کاروانسرا دوباره رفتیم سراغ بازار. بازار کرمان انقدر بزرگ، تودرتو و پر از شگفتی و رایحه ­های شم ­نواز و صداهای قشنگ بود که یه نصفه روز کامل ما رو به خودش اختصاص داد. مگه می­شد از اون همه زیبایی سیر شد. راسته مسگرها با ضرب آهنگ تَق و تَق که روی مس­های اصیل سرچشمه میزدن موسیقی گوش‌نوازی رو می نواخت. راسته‌ی صنایع دستی هم که دیگه حرف نداشت. مهم‌ترین و معروف ترینش پته بود که در شکل ­های مربع و دایره و اندازه های مختلف توسط زنان دوخته می­شدن و با زیبایی­شون دل هر رهگذری رو آب می­کردند. راسته عطارها رو که دیگه نمیشه توصیف کرد. کلی عطر و رایحه خوب از انواع و اقسام زیره، قُوّتو و... تو هوا بود که آدمو مدهوش میکرد. خلاصه یه دل سیر تو بازار گشتیم و گشتیم و عکاسی کردیم.

بازار کرمان - کافه گردش

سوغات کرمان

معروف ترین قُوّتو یا همون قاووت است. معروفترین و کامل ترین نوع قوّتوی کرمان قهوه ای رنگه و معمولا شامل قهوه، شکر، تخم خرفه، جو، بذر کتان، گشنیز، روپاس، سیاه دانه، هل، موردانه، کنجد، تخم کاهو و شکر هست و سرشار از انواع مختلف ویتامین‌ها، اسیدهای چرب ضروری و امگا سه است و همچنین کاهش دهنده فشارو کلسترول خون، آرام بخش است و خاصیت‌های فراوون دیگه ای هم داره. از اونجایی که نمی­شد از بازار دست خالی اومد یه مجمع مسی بزرگ و چند تا کاسه مسی و دو تا پته برای رومیزی و مدل ­های گوناگون زیره و قوتو و پودر سنجد خریدیم. قیمت مس بر اساس وزن کشی که همون‌جا انجام می­دن هست، قیمت پته هم از چهل هزار تومن شروع می­شد. پول سوغاتی های خوراکی هم پنجاه هزار تومن شد چون خیلی خرید کردیم.

بازار کرمان - کافه گردش

گنبد جبلیه

صبح روز دوم (شنبه) بعد از خوردن صبحانه تصمیم گرفتیم بریم . این گنبد هشت ضلعی تماماً از سنگ ساخته شده و مصالح به کار رفته در دیوارها سنگ لاشه با ملات گچ از بیرون و آهک از داخل است و در خیابان شهدا واقع شده و در حال حاضر موزه کتیبه های تاریخی هست. ورودی موزه برای هر نفر 1000 تومن بود.

گنبد جبلیه - کافه گردش

در مسیر برگشت از گنبد جبلیه یه یخدان هم به اسم یخدان مؤیدی توی خیابون شهید کامیاب دیدیم. قدمت این یخدان رو به دوره صفوی نسبت داده ­اند و در ساختش از مصالحی مثل خشت خام، ملات گل و اندود کاهگل استفاده کردند. البته ما از بیرون فقط نگاه کردیم و نتونستیم وارد بشیم چون در حال مرمت بود.

یخدان مویدی - کافه گردش

قلعه دختر

بعد از بازدید از یخدان رفتیم سراغ قلعه و تپه­ های باستانی که اون اطراف بود، البته یکی از قلعه ­ها رو به علت اینکه در اختیار یکی از ارگان ­های دولتی بود نمی‌تونستیم ببینیم، بنابراین رفتیم سراغ  که داخل یکی از پارک­ها بود و بقایای اون رو می­شد به خوبی و از نزدیک دید. کمی هم اونجا عکاسی کردیم و برای استراحت و ناهار برگشتیم آپارتمان.

قلعه دختر

باغ فتح آباد

بعدازظهر که از گرمای نسبی هوا کم شده بود تصمیم گرفتیم بریم باغ فتح ­آباد. این باغ در 12 کیلومتری شهر کرمان قرار دارد و الگوی احداث «باغ شاهزاده ماهان» بوده، از آثار عصر قاجاریه و از یادگارهای فضل علیخان بیگلربیگی ست و به همین دلیل باغ بیگلربیگی هم بهش می­گن. ورودی باغ نفری پنج هزار تومن بود که به همراهش یک بلیط رایگان برای نوشیدنی هم بهمون دادن که ابتکار خیلی جالبی بود و باعث می­شد گرما و خستگی با نوشیدن یه شربت خنک جای خودشو به سرحالی و طراوت بده.

باغ فتح آباد - کافه گردش

باغ فتح آباد - کافه گردش

ساعت 5 بعدازظهر وارد باغ شدیم. یه باغ واقعا زیبا که با عبور آب از وسطش زیبایی این مجموعه دو برابر شده بود.

باغ فتح آباد - کافه گردش

ساختمان اصلی مجموعه هم در انتهای شمال باغ قرار داشت. در قسمتی از باغ چندین استراحتگاه چوبی و به اصطلاح کَپَر مانند ساخته شده و بعد از طی کردن حوض بزرگی به ورودی عمارت اصلی که در دو طبقه ساخته شده می­رسین که جلوی اون هم حوض کوچکی وجود داره.

باغ فتح آباد - کافه گردش

باغ فتح آباد - کافه گردش

رستوران و چایخانه سنتی هم سمت چپ باغ هست که عطر انواع و اقسام دمنوش ­های ایرانی تو فضا پیچیده.

باغ فتح آباد - کافه گردش

داخل کوشک، اتاق­ ها به سبک سنتی قاجاری ساخته شدن و بسیار هوشمندانه نورپردازی شده ­اند.

باغ فتح آباد - کافه گردش

در قسمت دیگه باغ هم شربتخانه وجود داره که با همون بلیط­ های رایگان می ­تونین یه لیوان شربت گوارا میل کنید. بیرون شربتخانه هم کلی صندلی چیده شده بود که بازدیدکنندگان بتونن فارغ از هر فکری کمی استراحت کنند و از فضا لذت ببرن.

باغ فتح آباد - کافه گردش

باغ فتح آباد - کافه گردش

به قدری هوا خوب بود که تا شب توی باغ بودیم تا زیبایی باغ رو توی غروب آفتاب و شب هم ببینیم. ساعت بازدید باغ هم از 9 صبح تا 10:30 شب بود.

باغ فتح آباد - کافه گردش

نزدیک کرمان که شدیم برای شام تصمیم گرفتیم بریم سراغ فستفود. بهترین فست فودهای کرمان توی بلوار جمهوری- خیابان هزار و یک شب قرار داره. بین اون همه، ما فست فود برمودا رو انتخاب کردیم. واقعاً هم ساندویچ‌ها و پیتزاهای خوشمزه‌ای داشت.

آرامگاه شاه نعمت الله ولی

صبح روز سوم (یکشنبه) برنامه بازدید از ماهان رو داشتیم. ماهان در جنوب شرقی کرمان قرار گرفته و نزدیک ­ترین شهر به کرمان است. اولین جایی که باید می رفتیم  بود.

آرامگاه شاه نعمت الله ولی - کافه گردش

آرامگاه شاه نعمت الله ولی - کافه گردش

شاه نعمت ­الله ولی که نام وی نورالدین بوده درحلب زاده شده و دوران کودکی و نوجوانی را در کرمان گذرانده است. ایشان علاوه بر مقام والایش در عرفان، در شعر و ادب هم پایگاهی برجسته داشته و دیوانی از قصیده و غزل و مثنوی و رباعی دارد و در قرن نهم قمری درگذشته است و در ماهان در میان باغی مدفون شد. آرامگاه در آغاز یک تک بنا در میان باغی پهناور بود و در نمای بیرونی خود از تزئینات نماسازی و کاشی‌کاری بهره‌مند بوده است. دو گلدسته بلند، رواق شاه عباسی و دارالحفاظ، سردر محمد شاهی، صحن وکیلی، صحن اتابکی و صحن میرداماد از دیگر بخش‌های آرامگاه شاه نعمت­ الله ولی بودند.

بقعه شاه نعمت ­الله طاق گنبدی و آراسته به نقاشی‌های روی گچ داشت. سنگ قبرش از مرمر بود که روی اون آیه تطهیر و اطراف آن نام دوازده امام نگاشته شده است. این بنا از چندین صحن تشکیل شده‌ و شامل صحن‌های اتابکی، وکیل­ الملکی، حسینیه، میرداماد و بیگلربیگی ست. زیبایی­ ها، آیه ­های نوشته شده روی دیوار و تزئینات آرامگاه همه و همه فضای ملکوتی و عرفان گونه ­ای رو به وجود آورده بود.

آرامگاه شاه نعمت الله ولی - کافه گردش

آرامگاه شاه نعمت الله ولی - کافه گردش

در بخش زیرین ورودی آرامگاه موزه جای قرار داره. تعدادی کشکول آراسته به خط و نقش، شماری تبرزین تراشیده شده به همراه شمشیر مرصع با جلد چرمی، سپرهای گوناگون از پوست کرگدن و فولاد، کتاب‌های خطی و چاپ سنگی و چاپی کم‌مانند، پته، ترمه و شال، ظروف چینی و بلور از جمله اشیای ارزشمندی هستند که در موزه نگهداری می‌شوند.

سپس به سراغ بازدید از باغ ماهان رفتیم. باغ شاهزاده یا ماهان که در سال 90 ثبت یونسکو شده است یکی از عالی­ترین و زیباترین باغ­ های سنتی ایران محسوب میشه و خارج از شهر قرار داره. این باغ در 2 کیلومتری شهر ماهان در دامنه کوه‌های تیگران قرار گرفته و حدود 5 هکتار مساحت داره و مربوط به زمان قاجار است. این باغ ابتدا به دستور محمدحسن­خان سردار ایروانی حاکم وقت کرمان ساخته شد و بنای درون آن بعدها توسط عبدالحمید میرزا ناصرالدوله حاکم کرمان طی یازده سال حکمرانی وی ساخته شد و با مرگ وی نیز بنای آن نیمه‌تمام رها شد. گفته می‌شود وقتی خبر مرگ ناگهانی حاکم را به ماهان می‌برند، بنّایی که مشغول تکمیل سردر ساختمان بود تغار گچی را که در دست داشته محکم به دیوار کوبیده و کار را ول کرده و فرار می‌کند.

باغ شاهزاده ماهان - کافه گردش

وقتی به باغ رسیدیم و از ماشین پیاده شدیم با اینکه نزدیک ظهر بود خنکی هوا حسابی غافلگیرمون کرد. باغ شاهزاده واقعاً یکی از شاهکارهای باغ‌های ایرانیه. از سر در ورودی باغ وارد شدیم و بلیط رو که نفری 2000 تومن بود خریدم و وارد محوطه باغ شدیم. فوق‌العاده زیبا بود. به قدری که نمی­شه توی کلام توصیفش کرد.

باغ شاهزاده ماهان - کافه گردش

عمارت اصلی ته باغ بود و در میانه باغ حوض بسیار بزرگ و زیبایی به صورت پلکانی وجود داشت که چندین فواره بسیار بلند و زیبا داخلش خودنمایی می­ کردن. جالبیش این بود که فواره‌های باغ بر اساس اختلاف ارتفاع آب و نه هیچ نیروی دیگری فعال بودند که این هم نشون‌دهنده هوش بنّاهای اون زمان هست. علاوه بر حوض اصلی، در دو طرف باغ دو رود خروشان و پرآب وجود داشت که به همراه آب حوض وسط باغ خنکای فوق العاده دلچسب و مطبوعی رو به وجود می آوردند و وجود درختان گوناگون میوه هم در کناره‌های باغ زیبایی و چشم‌نوازی این باغ رو چندین برابر کرده.

باغ شاهزاده ماهان - کافه گردش

باغ شاهزاده ماهان - کافه گردش

باغ شاهزاده ماهان - کافه گردش

پلکانی بودن باغ هم که دیگه مزید بر علت قشنگی باغ شده بود. با حوصله و اشتیاق و ذوق کلی توی باغ عکاسی کردیم. وای که چه عکس‌هایی شدن. سر صبر و حوصله رفتیم بالا و به ساختمان کوشک رسیدیم. انقدر محو تماشا و عکاسی توی باغ بودیم که زمان از دستمون در رفت و متوجه شدیم که وقت ناهار شده، بنابراین همونجا توی باغ ناهار رو خوردیم و برگشتیم کرمان. بعد از رسیدن به شهر رفتیم سراغ آتشکده زرتشتیان کرمان.

آتشکده زرتشتیان

ما دو بار به آتشکده مراجعه کردیم. یه بار که اصلاً نتونستیم پیداش کنیم چون هیچ آدرس و تابلویی نداشت و بار دوم با پرس و جو از اهالی محل ورودی رو دیدیم ولی بسته بود و هر چی در زدیم کسی در رو باز نکرد. هیچ تابلو یا نوشته‌ای هم که ساعت بازدید روش نوشته شده باشه وجود نداشت. به هر حال این بار به امید اینکه باز باشه رفتیم که خوشبختانه تونستیم ازش بازدید کنیم. این آتشکده در خیابان زریسف (شهدا)، خیابان میراز برزو آمیغی قرار دارد و آخرین آتشکده کرمان است. آتشکده در باغ مصفایی واقع است که قبلا منزل مسکونی جهانگیر اشیدری بوده و با تغییراتی به صورت آتشکده درآمده. ورودی موزه و آتشکده نفری 2000 تومن بود.

مقبره مشتاقیه

بعد از اون به سراغ مقبره مشتاقیه رفتیم. این بنا که به سه گنبد هم معروف هست از سه گنبد تشکیل شده که قبور «مشتاق علیشاه»، «شیخ اسماعیل» و «کوثر علیشاه» از بزرگان صفویه رو در خود جا داده است. این بنا در میدانی به همین نام که مسجد جامع کرمان نیز در ضلع غربی آن واقع شده است قرار دارد. متاسفانه مقبره بسته بود و ما هم مجبور شدیم کلی در بزنیم تا مسئول اونجا که پیرمردی بود بیاد و در رو باز کنه. البته پیدا کردن بنا خیلی راحته. چون هم خیلی خاصه و هم کاملا مشخص.

مقبره مشتاقیه - کافه گردش

بعد از اینکه حسابی گشتیم تصمیم گرفتیم بریم میدون بسیج و بستنی بخوریم. تعریف بستنی­های اونجا رو خیلی شنیدهبودیم. انصافا هم بستنی­ های خیلی خوبی داشت و مزه شیر خالص رو می­شد کاملا تشخیص داد.

صبح روز چهارم (دوشنبه) به سمت جیرفت حرکت کردیم. برای رفتن به جیرفت، راهمون رو کمی دورتر کردیم و اول رفتیم رایِن.

اثر تاریخی رایِن ارگ بسیار بزرگ و دیدنی هست که بعد از «ارگ بم»، بزرگترین قلعه خشتی جهان است. ارگ راین با مساحت بیش از 22 هزار مترمربع در جنوب­غربی شهر کنونی رایِن قرار داره.

ارگ راین - کافه گردش

رایِن با قدمت و تمدن کهن در زمان ساسانیان به واسطه قرار گرفتن در مسیر بزرگراه غرب به شرق موقعیتی مناسب داشته و یکی از مراکز داد و ستد کالا و همچنین بافت پارچه ­های ارزشمندی بوده که حتی به مناطق دور مانند مصر نیز صادر می­شد. این منطقه در گذشته یکی از مراکز ساخت صنایع دفاعی مانند شمشیر و تفنگ نیز بوده. ورودی ارگ راین نفری 1500 تومن بود.

ارگ راین - کافه گردش

ارگ راین - کافه گردش

ارگ راین - کافه گردش

ارگ راین - کافه گردش

ارگ راین - کافه گردش

بعد از راین به سمت جیرفت حرکت کردیم. مسیری که ما برای رفتن انتخاب کردیم از روستاهای زیبایی رد می­شد. روستاها و شهرهایی که کم از روستاها و شهرهای شمالی نداشتن. تو دل بیابون به ناگهان روستا یا شهری سرسبزی نمایان می‌شد. خیلی دلنشین بود. یکی از همون روستاهای زیبا دِلفارد بود. همونجا عکس گرفتیم و برای اینکه ببینیم دوستانمون چه حدسی می­زنن عکس رو گذاشتیم توی اینستاگرام. همگی به اتفاق می­گفتن که یکی از جاده ­های شمالیه و باور اینکه یه شهری باشه وسط کویر برای همه غیرقابل قبول بود.

دلفارد - کافه گردش

شهر دقیانوس

بعد از اینکه تو مسیر حسابی عکاسی کردیم رسیدیم جیرفت. متاسفانه آثار باستانی جیرفت هم مثل باقی شهرهای کرمان خیلی کم معرفی شده بود و تابلوی آثار باستانی رو تو هیچ کجا از خیابون­ های شهر ندیدیم. سراغ «شهر تاریخی دقیانوس» رو که به خاطرش اومده بودیم جیرفت از اهالی شهر گرفتیم. چون هر چی توی خود کرمان گشتیم جز نقشه کلی استان و نقشه خود شهر که آثار باستانی داشت نقشه شهرهای دیگه رو پیدا نکردیم. خلاصه با سختی محوطه شهر دقیانوس رو پیدا کردیم. البته حدس زدیم! شهر دقیانوس در حقیقت شهری مدفون شده بود که قسمت هایی از اون به مدد دوستان باستان شناس بیرون آورده شده بود. متاسفانه دور تا دور این محوطه بدون هر گونه حصاری بود و پر از تکه‌های کوزه، سفال و شیشه که به حال خودشون رها شده بودند در حالی که می­شد خیلی بهتر از این منبع غنی گردشگری استفاده کرد. طبق گفته مسئولین اخیراً سنگ نوشته ­ای در شهر دقیانوس کشف شده که هنوز نتونستند زبان اون رو تشخیص بدهند و احتمالاً با این کشف بزرگ، تمدن جابجایی بزرگی خواهد داشت. مشغول بازدید از همون شهر نصف نیمه بودیم که بارون سیل آسایی باریدن گرفت و مجبور شدیم که سریع به داخل ماشین برگردیم. بماند تو همون فاصله زمانی کوتاه که برسیم به ماشین حسابی خیس شدیم. کمی تو ماشین نشستیم ولی بارش بارون تمومی نداشت و ما هم نمی خواستیم بیشتر از این معطل بشیم و زمان رو از دست بدیم بنابراین به سمت شهر بم حرکت کردیم.

بعد از چند ساعتی رانندگی تو جاده‌های بارونی که هم هیجان‌انگیز بود هم ترسناک به شهر بم رسیدیم. خوشبختانه بارون قطع و شرایط برای بازدید و عکاسی ما فراهم شد. ارگ بم یکی دیگه از آثار ثبت جهانی شده استان کرمان هست و خوبیش این بود که دفترچه راهنما برای این گنجینه موجود بود. ورودی ارگ رو که نفری 1500 تومن بود رو پرداخت کردیم و وارد شدیم.

ارگ بم - کافه گردش

ارگ بم - کافه گردش

ابهت، وقار و بزرگی ارگ چنان آدم رو میگرفت که تا مدتی بدون صحبت کردن فقط ایستادیم و شکوه تاریخی این بنا رو تماشا کردیم. انگار که در زمان سفر کرده باشی. ارگ بم بزرگترین مجموعه شهری خشتی جهان است و آثار مربوط به 6 هزار سال قبل در محوطه ­ش به دست اومده. مساحتش در حدود 20 هکتار است و دور تا دورش خندقی عمیق بوده که طی قرن‌ها این مجموعه رو از یورش‌ها حفظ کرده است. مصالح اصلی بنا، خشت خام و گل رس هست و به ندرت سنگ، آجر و تنه خرما نیز در بنای ارگ به کار رفته و ارگ تا اواسط قرن 13 قمری مسکونی بوده است. مهم ترین قسمت­های معماری ارگ عبارتند از: بازار، تکیه، مسجد جامع، مدرسه، زروخانه، حمام، اصطبل، کاروانسرا، خانه یهودی ­ها، سربازخانه، بخش حکومتی و.... البته قسمت­ هایی از مجموعه قابل بازدید نبود و با اینکه می گفتند بعد از زلزله خیلی از قسمت ها از بین رفته ولی باز هم چیزی از اصالت و اقتدار این اثر کم نشده بود. با دیدنش حس میهن پرستی توی وجود آدم جاودانه می­شد.

ارگ بم - کافه گردش

ارگ بم - کافه گردش

حسابی که گشتیم و عکس انداختیم تصمیم داشتیم از ارگ خارج بشیم که یه روباه خیلی زیبای خاکستری رو هم تو محوطه دیدیم که اصلا ازمون نترسید و با نگاهش ما رو بدرقه هم کرد.

رستوران آسیاب بادی

برای شام تصمیم گرفتیم بریم رستورانی که به شکل آسیاب بادی بود و تو اتوبان هفت باغ علوی و در نزدیکی شهر ماهان قرار داشت. در حقیقت معماری خاص این رستوران توجه ما رو خیلی به خودش جلب کرد و متوجه شدیم که اتفاقا اسمش هم آسیاب ­بادی ست.

رستوران آسیاب بادی - کافه گردش

رستوران آسیاب­ بادی بدون ­شک بهترین رستوران کرمان و یکی از بهترین­های ایران است. معماری بی‌نهایت زیبا، محیط دوست­ داشتنی و گرم و صمیمی، کارکنانی آداب دان و مدیریت بی نظیر همه و همه در کنار هم باعث شدن این رستوران بهترین باشه. شام رو که کباب مخصوص همونجا بود برامون تو مجمع مسی آوردن. کیفیت غذا که دیگه بی ­همتا و بی رقیب بود. شامی عالی رو در فضا و محیطی بی نقص و بی عیب خوردیم و برگشتیم آپارتمان.

صبح روز پنجم (سه شنبه) بعد از خوردن صبحانه به سمت شهر میمند حرکت کردیم. میمند هم یکی دیگه از آثار ثبت جهانی شده کرمان هست. برای رفتن به میمند باید از شهر رفسنجان می گذشتیم و بازدید از رفسنجان هم توی برنامه‌مون بود ولی به خاطر اینکه روشنایی روز رو از دست ندیم تصمیم گرفتیم اول بریم میمند و به جای اینکه از سیرجان برگردیم بریم همون رفسنجان رو بگردیم تا اگه هوا تاریک شد توی جاده رفسنجان به کرمان باشیم نه جاده سیرجان به کرمان. بعد از حدود سه ساعت به ورودی روستای میمند رسیدیم. میمند روستایی صخره‌ای، مسکونی و از همه مهم‌تر دستکند هست از توابع بخش مرکزی شهرستان شهربابک است و قدمت این روستا رو 8000 ساله می دونند.

میمند - کافه گردش

دستکند به این معناست که خونه های مسکونی این روستا که در حدود 400 خونه هستند طبیعت به این شکل درنیاورده بلکه نیروی انسانی اون ها رو ساخته و ساخت دست بشر هست و همین باعث ویژه بودن و معروفیت و در نهایت ثبت جهانی شدن این روستا شده. در حال حاضر در روستا افراد کمی زندگی می کنند و چون این روستا به ثبت یونسکو رسیده در حفظ و نگهداری اون تلاش زیادی می­شد و اقامتگاه های بسیار جالبی رو هم ساخته بودن که می ­شد شب رو اونجا گذروند. پیاده روی توی روستای میمند یعنی پیاده روی در گذشته. یه حس صفا و صمیمیتی تو فضا جاری هست که نمی‌شه گفت.

میمند - کافه گردش

میمند - کافه گردش

جالب اینکه داخل خونه های روستا همه دودی شده ست و به این خاطر دود می­دن که مار و حشرات دیگه از بوی دود بدشون میاد و وارد خونه نمی­شن و کلا سبک معماری خونه ها بسیار جالب بود. کل یک خونه که ممکنه شامل یک یا چند اتاق و اصطبل باشد رو کیچه می نامند. هر واحد یک ورودی مشترک دارد و در پاگرد ممکن است طویله در یک سو و اتاق نشیمن در طرف دیگر باشد. همه کیچه‌ها یک ساختار ندارند.

میمند - کافه گردش

در میمند یک حمام قدیمی در ابتدای روستا قرار داشت و همینطور مسجدی که خیلی جالب بود و برخلاف مسجدهای دیگه که سقف بلند و تزیینات خاص دارند، خیلی ساده، صمیمی و جمع و جور بود. علاوه بر اینها مدرسه، سفره سرا و موزه­ مردم­شناسی هم داشت که از همه دیدن کردیم.

میمند - کافه گردش

میمند - کافه گردش

روستای میمند خیلی توجه­مون رو جلب کرد. انگار از تکنولوژی و شهر و مدرنیته جدا شدی. توی روستا از یکی از محلی ها عسل آویشن که خیلی هم درجه یک بود و پودر سنجد و کشک و اِسپار که نوعی ماست بود خریدیم و به سمت رفسنجان حرکت کردیم.

میمند - کافه گردش

به لطف شبکه های مجازی مثل اینستاگرام با یه دوست گرامی توی رفسنجان آشنا شده بودیم که تو طول سفر هم از راهنمایی ­هاش استفاده کردیم. بعد از رسیدن به رفسنجان باهاش تماس گرفتیم تا یه رستوران خوب بهمون معرفی کنه و اونم رستوران توکل تو خیابون معلم- کوچه آگاهی رو آدرس داد. بعد از پیدا کردن رستوران و دیدن ماشین های زیادی که اونجا پارک کرده بودن مطمئن شدیم که رستوران خیلی خوبیه. بعد از خوردن ناهار تصمیم گرفتیم راجع به «دره راگه» که تنها پدیده طبیعی به این سبک تو ایران هست پرس و جو کنیم. متاسفانه تعداد خیلی کمی از این پدیده باخبر بودن و خیلی­ها هیچی راجع بهش نمی دونستن. با تحقیقاتی که کردیم متوجه شدیم با ماشین خودمون نمی‌تونیم بریم و حتما ماشین مخصوص آفرود می­خواد، بعد از کلی گشتن توی اینترنت یه شماره تلفن راهنمای تور پیدا کردیم که کارش بردن تور به دره راگه بود. تصمیم گرفتیم که دیدنی­ های رفسنجان رو ببینیم و بعدش باهاش تماس بگیریم. اول از همه به سراغ بزرگ ترین خانه خشتی جهان یعنی خانه حاج آقا علی رفتیم. این خونه با زیربنایی بالغ بر هفت هزار متر مربع و با معماری زیبا و ایرانی، بزرگ ترین خانه‌ خشتی و سنتی جهان به شمار میاد که توسط حاج آقا علی بزرگترین تاجر ایرانی اون دوره در سال 1136 خورشیدی ساخته و در فاصله شش کیلومتری از رفسنجان واقع شده است.

خانه حاج آقا علی - کافه گردش

وقتی رسیدیم متوجه شدیم که داخل خونه در حال بازسازی و مرمته و درش بسته ست ولی مگه می­شد تا اونجا رفت و خونه رو نبینیم. اونم یه همچین اثر ارزشمندی رو. در زدیم و با هماهنگی مسئول اونجا وارد خونه شدیم و البته با رعایت نکات ایمنی مشغول بازدید از خونه. خانه حاج آقا علی دارای هشتاد و شش اتاق (هفت‌دری، پنج‌دری، سه‌دری و پستو) بوده و قسمت ­هایی از اون دست ورثه و مسکونی بود. ولی با این حال حسابی بزرگه و آدم می‌تونه توش گم بشه.

خانه حاج آقا علی - کافه گردش

خانه حاج آقا علی - کافه گردش

مهم ترین بخش‌های خونه عبارتند از: تالار حوض‌خانه، تالار شاه‌نشین یا بهاره، تالارهای پاییزی و زمستانی. معماری خونه عالی و در عین حال غیرقابل‌باور بود. دقت و نظمی که توی ساخت خونه­ ای گِلی با این همه تزیینات به کار رفته رو نمی شه در قالب کلمات تعریف کرد. انقدر همه چی قشنگ و زیبا بود که نمی­دونستیم زیباییهای سقف رو نگاه کنیم یا پنجرههای شیشه رنگی یا حوض وسط خونه.

خانه حاج آقا علی - کافه گردش

بعد از اینکه حسابی عکاسی کردیم و لذت بردیم از مسئول اونجا تشکر کردیم و به سراغ بازار سنتی رفسنجان رفتیم. البته مغازه های بازار سنتی تک و توک باز بودن و بیشتر جنبه هنری داشت.

بازار رفسنجان - کافه گردش

چرا به  نرفتیم؟!

بعد از بازدید از بازار سنتی رفتیم سراغ قسمت مورد توجه در رفسنجان؛ یعنی پسته. یه پسته هست و یه رفسنجان. خب مسلمه که توی رفسنجان هر جا بچرخی مغازه پسته فروشی میبینی. بماند که دیدن اون همه پسته چه وجد و شوقی رو توی ما زنده کرد. حسابی تو مغازه ­ها گشتیم و پسته امتحان کردیم و چند کیلویی پسته درجه یک با قیمت مناسب خریدیم. بعد از خرید پسته به راهنمای تور دره راگه زنگ زدیم. راهنما اعلام کرد که ما چون دو نفر هستیم و ماشین چهار نفره باید پول هر چهار نفر رو بدیم و در غیر این‌صورت صرفه اقتصادی براش نداره که ما رو ببره و هزینه این تور برای هر نفر 100 هزار تومن بود که خب پرداخت پول دو نفر دیگه که نبودن و ما باید می­ پرداختیم هم از طرفی برای ما صرفه اقتصادی نداشت و به جز اون راهنما، شخص دیگه ­ای توی رفسنجان نبود که بخواد ما رو ببره، به همین خاطر با تاسف بسیار و از روی اجبار مجبور شدیم خیر دیدن این پدیده شگفت‌آور طبیعی رو بزنیم و به کرمان برگردیم. بعد از اینکه برگشتیم برای اینکه کمی استراحت کنیم رفتیم حمام وکیل. برای استراحت روی یکی از تخت­ ها نشستیم و دو تا فالوده کرمانی و سرویس چای آلبالو سفارش دادیم. فالوده های کرمان کاملاً با فالوده هایی که تو شیراز و یزد خورده بودیم متفاوت بود. شبیه دونه های برنج تو شعله زرد بود که با چند مدل عرق مثل عرق بهارنارنج و گل سرخ ترکیب شده و نوشیدنی خیلی گوارا و دلچسبی بود که خستگی رو از تنمون بیرون کرد.

فالوده کرمانی - کافه گردش

هتل پارسیان کرمان

صبح روز ششم (چهارشنبه) تصمیم گرفتیم برای صبحانه بریم یه جای خاص. چون همیشه توی مسافرت­ ها برای هر وعده غذایی یکی از بهترین ها رو انتخاب و امتحان می کنیم. برای صبحانه رفتیم «هتل پارسیان کرمان». هتل‌های پارسیان از بهترین هتل­ های ایران هستند و البته هزینه اقامتشون هم گرون. صبحانه رو توی هتل پارسیان خوردیم که نفری سی هزار تومن شد که اصلاً هم فکرش رو نمی‌کردیم. بعد از خوردن صبحانه برنامه مون این بود که بریم سراغ «شهر شهداد و کلوت های معروفش».

برای رفتن به شهداد باید از شهر سیرچ می­ گذشتیم و به شهداد می ­رسیدیم. بافت استان کرمان بسیار جالب بود. تمام مسیرها به این شکل بود که جاده ها و مسیرها کاملاً بیابانی بود و ناگهان به سرسبزی و آبادی که در بعضی جاها مثل سرسبزی های شمال کشور بود می رسیدیم. یکی از موارد جالب جاده کرمان به شهداد، تونل شهداد بود که «طولانی ترین تونل ایران» است. وجود چنین تونلی در چنین بافتی برای من عجیب بود و جای سوال داشت و متاسفانه به خاطر عدم اطلاع رسانی و نبود هیچ‌گونه دفترچه یا راهنمایی در نقشه، نتونستم هیچ منبعی رو برای بودن این تونل پیدا کنم! و عجیب این بود که با گذاشتن از تونل وضعیت آب و هوا هم تغییر محسوسی کرد.

بعد از رسیدن به سیرچ بافت شهر دقیقاً شبیه شهرهای جنوبی مانند اهواز بود و درختان نخل رو توی تمام شهر می­شد دید.

سیرچ - کافه گردش

آسیاب دوقلو

بعد از رد شدن از سیرچ به سمت شهداد حرکت کردیم. به شهداد که رسیدیم تصمیم گرفتیم کمی بگردیم و استراحت کنیم و ناهار بخوریم و منتظر بشیم تا گرمای هوا از بین بره. قبلا راجع به آسیاب آبی دوقلو توی اینترنت به طور اتفاقی مطلبی رو خونده بودم به همین خاطر تصمیم گرفتیم بریم و آسیاب آبی رو ببینیم چون به اسمش میومد که اثر جالب توجهی باشه. با تلاش فراوان و سوال از مردم بومی بالاخره پیداش کردیم. اثر واقعاً جالبی بود و من تا حالا شبیه بهش رو جایی ندیده بودم. روی تابلویی که میراث فرهنگی جلوی بنا گذاشته بود قدمت بنا به دوره صفویه نسبت داده شده بود. ورودی بنا به یه راهروی طولانی منتهی می­شد و در پایین دالان، انبار غله و اتاق آسیابانها بود و اگه اشتباه نکنم پوشش بنا هم با سنگ و آجر بود.

آسیاب آبی دوقلو شهداد - کافه گردش

بعد از دیدن آسیاب آبی برای خوردن ناهار رفتیم. در همون زمانی که برای ناهار خوردن منتظر بودیم از مردم راجع به راهنمای توری پرسیدیم که بتونه ما رو ببره داخل محدوده کلوت ­ها و بتونیم حسابی و بدون نگرانی بگردیم. متاسفانه فقط یه نفر بود که می گفتن اون هم الان تو شهر نیست و رفته شهرهای اطراف و ما مجبور بودیم خودمون بریم.

جنگل نبکاها

کمی که از گرمای هوا کم شد به سمت کلوت ها حرکت کردیم. جاده با اینکه کویری بود یه آرامش و حس معنوی خاصی داشت و هیچ کس اصلا تو جاده نبود. کمی قبل از رسیدن به کلوت‌ها با یه پوشش گیاهی خیلی خاصی روبرو شدیم. درختانی که در ارتفاع 4-5 متری گنبدی شکل روییده شده بودند. اول با خودمون فکر کردیم که شاید بستر رودخونه بوده و به خاطر همین این پدیده به وجود اومده ولی کمی که جلوتر رفتیم با تابلویی مواجه شدیم که نوشته بود «جنگل نبکاها». رشد درختان گز بر روی شن‌های روان که باعث تثبیت شن نیز شده بود مجموعه‌ی جنگلی را در حاشیه‌ی کویر به وجود آورده که به آن گلدان‌های صحرا یا اصطلاحا نبکا گفته می‌شه. ارتفاع بعضی از اون ها تا 12 متر هم می‌رسه که در هیچ جای دنیا این ارتفاع برای نبکاها وجود نداره. رشد گیاه گز ابتدا بر روی بستری از رس و سیلت که سطح آب زیرزمینی آن‌ها بالاست آغاز می‌شه، سپس گیاه باعث می‌شود تا شن‌های روان در کنار بستر به وجود آمده، به تدریج تثبیت شوند. هر چی آب شور بشه این پوشش گیاهی به وجود نمیاد و فقط مخصوص جایی هست که آب شیرین داشته باشه و جالب اینجاست که نبکاها باعث می‌شوند شن‌های روان به سمت شهداد نروند و پیش‌روی نکنند تا کلوت ها در امان بمانند و تخریب نشوند.

جنگل نبکاها - کافه گردش

بعد از گذشتن از جنگل نبکاها و قبل از رسیدن به کلوت ها به یه کاروانسرا رسیدیم که توسط میراث فرهنگی برای اسکان گردشگران در حال مرمت بود. از قبل شنیده بودیم که نزدیک کلوت­ها کمپ کویری رایگان برای اقامت وجود داره، از سرپرست تیم مرمت راجع به کمپ ها پرسیدم که گفت متاسفانه به دلیل بارش های چند وقت پیش کمپ به طور کلی ویران شده و امکان اقامت نیست که از این بابت خیلی ناراحت شدیم.

کلوت ها

خلاصه به کلوت های شهداد رسیدیم. بی نظیر، غیرقابل توصیف، بی‌همتا، پرشکوه و اصیل بودند. خب با ماشین خودمون می‌تونستیم وارد محوطه بشیم ولی احتیاط رو شرط عقل قرار دادیم و ماشین رو پارک کردیم و با دوربین و اندکی مختصر از وسایلمون حرکت کردیم. کلوت ها سازه‌هایی هستند که به دست طبیعت ساخته شده‌اند و باد و آب مهم‌ترین عوامل در شکل‌گیری اون‌ها هستند. سنگ بستر کلوت­ ها در برابر بادهای شنی و ماسه ­ای دچار فرسایش شده و عناصر سست آن تحت فشار و تلاطم باد در گذر زمان فرو ریخته و کلوت‌ها آهسته آهسته شکل می گیرند. رأس این برجستگی‌ها مسطّح، طرف رو به باد آن‌ها پرشیب و طرف دیگر آن‌ها کم‌شیب است و اغلب در رسوبات نرم دریاچه‌ای گذشته به وجود می‌آیند. شکوه این پدیده ­­های طبیعی وقتی بیشتر می­شه که بهشون نزدیک می­شی، فروتن و آروم گرما رو تحمل می کنند و گویی به بینندگان لبخند می زنند. زیبایی­شون وقتی چند برابر می‌شه که به غروب نزدیک میشی، انگار چند برابر مهربون‌تر می­شن. حیف که نمی­شد شب رو موند. خداحافظی با کلوت ها خیلی سخت بود ولی چاره­ ای جز برگشت نداشتیم.

کلوت شهداد - کافه گردش

کلوت شهداد - کافه گردش

از اونجا که شب آخر مسافرتمون بود رفتیم باغ ماهان تا از زیبایی ­های شبِ این باغ هم بهره ­مند بشیم. صدای آب و سکوت شب، آرامشی داشت که با هیچ کلمه ­ای نمی­شه حق مطلب رو بیان کرد.

باغ شاهزاده ماهان - کافه گردش

روز آخر

صبح روز هفتم (پنج­شنبه) روز آخر مسافرت ما و دل‌کندن از استان کرمان بود. روز برگشت رو همیشه برای خرید سوغاتی های شیرینی مانند می ­زاریم که تازه بمونن و وقتی رسیدیم کهنه نشن. برای خرید شیرینی کمی پرس و جو کردیم و به شیرینی ­سرای مجید رسیدیم. این شیرینی ­سرا در بلوار جمهوری- بعد از سه راه هوانیروز- روبروی میراث فرهنگی قرار داره. قبل از رسیدن بوی شیرینی تو هوا پخش بود که همین مطلب ما رو مطمئن کرد که جای خوبی اومدیم. داخل شدیم و چند کیلویی کلمپه، کماچ سهن، قطاب، رنگینک و برشتوک خریدیم. البته کلمپه و کماچ کرمان کلا با شهرهای دیگه مثل همدان فرق داره؛ مثلا ادویه‌ی کماچ شامل دارچین، زیره‌ی سبز و سیاه، تخم شوید، سیاه دانه، جوز، زردچوبه، فوفل، میخک و بادیون است و شکلی شبیه کلوچه داره، اما داخل آن خرما است و انواع مختلف داره.

سفر به کرمان یکی از بهترین سفرهای زندگی ماست. لطف، محبت و صبوری مردم و مسئولین هر قسمت، موزه و آثار تاریخی برای ما بی‌نهایت ارزشمند بود. همیشه تو سفرنامه‌نویسی تلاش می‌کنم به جز قسمت‌هایی که قراره اطلاعاتی راجع به یک اثر بگم، باقی مطالب رو محاوره بنویسم تا از حوصله خواننده خارج نشه. امیدوارم مشکلات و موانع اندکی که وجود داشت برداشته و رفع بشن و تو سفرهای بعدی به این استان این بار بتونیم ندیده‌های سفر قبلی رو ببینم هر چند که زیبایی‌ها و کشف نشده‌ها انقدر هستند که عمر سفر تمومی ندارد.

سمانه زارعی

مطالب پرطرفدار

۲ سال پیش
کافه گردش

پارک جنگلی بابل کنار (بزچفت)...

معرفیدر شهر بابل چند سالی است که از هر کس نام و نشان یک پارک تفریحی را جویا می‌شوید بی‌هیچ درنگی نام...
۱ سال پیش
دیجیاتو (Digiato)

راهنمای پیدا کردن رمز تمامی گاو صندوق‌ها و قفل‌های Resident Evil ۲...

بعد از ۷ راهنمایی قبلی که در آن به آموزش ارتقای سلاح‌ها گرفته تا نحوه ترکیب باروت‌ها و گیاه‌ها پرداخ...
۲ سال پیش
دیجیاتو (Digiato)

علائم ۷۲۰p، ۱۰۸۰i و ۴K در نمایشگرها چه معنایی دارند؟...

حتماً بارها علائم ۱۰۸۰p، ۱۰۸۰iیا ۴K و امثال آن را در برچسب خصوصیات تلویزیون ها و مانیتورها یا در منو...